- تعداد نمایش : 9
- تعداد دانلود : 9
- آدرس کوتاه شده مقاله: https://bahareadab.com/article_id/1932
- کد IranDOI مقاله: IranDOI:10.irandoi.2002/bahareadab.2026 .18 .8026
ماهنامه علمی سبک شناسی نظم و نثر فارسی (بهار ادب)
سال 18،
شماره 11،
،
شماره پی در پی 117
تحلیل تطبیقی شگردهای بیادبی در فیه ما فیه و مقالات شمس بر اساس نظریه بیادبی کالپِپر
صفحه
(99
- 114)
الهام باوقار زعیمی (نویسنده مسئول)، مرتضی رشیدی آشجردی
تاریخ دریافت مقاله
: مرداد 1404
تاریخ پذیرش قطعی مقاله
: آذر 1404
چکیده
زمینه و هدف: ادبیات عرفانی فارسی، علیرغم ماهیت معنوی و اخلاقگرایانه خود، در لایه های زبانیش حاوی بیادبیهایی است که در نگاه نخست با فضای روحانی این متون ناسازگار است. فیه ما فیه اثر مولانا و مقالات شمس تبریزی، نمونه هایی بارز از کاربرد زبان گزنده، طعنه آمیز یا سکوت معنادار در جهت هدایت مخاطب هستند. هدف این پژوهش، بررسی و تحلیل این شگردهای زبانی در چارچوب نظریۀ بیادبی کالپپر است که بیادبی را در پنج نوع عمدۀ بیادبی آشکار، بیادبی مثبت، بیادبی منفی، طعنه، و خودداری از ادب دسته بندی میکند.
روش مطالعه: پژوهش حاضر به شیوه توصیفی–تحلیلی و بر پایۀ دو اثر فیه مافیه و مقالات شمس صورت گرفته است. در این تحلیل سخنان مولوی و شمس تبریزی در دو اثر فیه مافیه و مقالات شمس از منظر نوع بیادبی، پیامرسان، پیامگیر و استراتژی بیانی تحلیل و مقایسه شده است.
یافته ها: بررسی مقالات شمس و فیه مافیه نشان میدهد که کاربرد انواع بیادبی در هر دو اثر با اهداف تربیتی و فلسفی مشاهده میشود، به طوری که 94 مورد بیادبی در مقالات شمس شامل: 17 مورد بیادبی آشکار، 20 مورد بیادبی مثبت، 46 مورد بیادبی منفی، 9 مورد طعنه،2 مورد خودداری از ادب و 32 مورد بیادبی در فیه مافیه شامل: 13 مورد بیادبی آشکار ، 25 مورد بی ادبی منفی، 4 مورد طعنه و یک مورد خودداری از ادب است.
نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان میدهد که در مقالات شمس بسامد و شدت بیادبیها در تمام انواع آن نسبت به فیه ما فیه بیشتر است. شمس با زبانی تند و نقادانه، بیپروایی در گفتار دارد که هدف آن بیدارسازی روحی مخاطب است. مولانا نیز از این شگردهای بیادبی بهره برده است، اما لحن او در مجموع آرامتر و آموزشیتر است. بیادبی منفی شایعترین نوع بیادبی در هر دو متن است و سکوت (خودداری از ادب) که گاهی نشانۀ ادب عارفانه و گاهی رد ضمنی است، کمترین بسامد را در میان انواع بیادبی در این دو اثر دارد. در مجموع میتوان گفت که بیادبی در متون عرفانی تنها رفتاری زبانی نیست، بلکه ابزاری برای تأثیرگذاری معنوی و تربیتی است و میتوان آن را یکی از شگردهای ارتباطی و تربیتی مؤثر در گفتمان عرفانی فارسی تلقی کرد.
کلمات کلیدی
نظریه بیادبی
, کالپپر
, فیه مافیه
, مقالات شمس
, تحلیل گفتمان
, ادب و بی ادبی.
- ابراهیمی، سارا. (۱۳۹۸). «تحلیل گفتمان مقالات شمس». فصلنامه زبانشناسی. ۴۰(۲).ص ۲۵–۴۸.
- احمدی، رضا. (1395). قدرت، زبان و معنا در آثار مولوی و شمس. تهران: نگاه معاصر، ص74.
- تبریزی، شمس. (1385)، مقالات شمس. به تصحیح جعفر مدرس صادقی. تهران: مرکز.
- سعیدینژاد، مهدی. (1400). نقد گفتمان عرفانی در مقالات شمس و فیه مافیه. تهران: قطره، ص133.
- فرجی، اسماعیل، حیدری نوری، رضا، فرخ زاد، ملک محمد.(1400). «ژانر گفتمانی کتاب مقالات شمس تبریزی»، ماهنامه سبک شناسی نظم و نثر فارسی، (1)14، صص34-21.
- کالپپر، جاناتان.(1389). بیادبی: به کارگیری زبان برای رنجاندن دیگران. انتشارات دانشگاه کمبریج، ص. ۲۲۵.
- کالپپر.جاناتان.(1374). کالبدشناسی بی ادبی، نشریه پراگماتیک،(3) 25، صص. ۳۴۹–۳۶۷.
- لیچ، جفری(1362). اصول کاربردشناسی. لندن: لانگمن، ص. ۱۴۵.
- ملکزاده، زهرا. (1398). گفتمان عرفانی و شگردهای زبانی شمس تبریز.تهران: نیلوفر، ص104.
- مولوی، جلال الدین. (1380). فیه مافیه. به تصحیح بدیع الزمان فروزانفر. چ8. تهران: امیرکبیر.
- یوسفی، محمدرضا. (1393). ابعاد روانشناختی زبان در آثار مولوی. تهران: علمی فرهنگی، ص88.
